ببری که پشت سرم راه افتاده است
-
تاریخ: 1401/1/31 ساعت: 19:32
سال جدید هم آمد و هجده روزش رفت! سال نو بر شما مبارک!!اتفاق های زیادی در فاصله ی غیبتم رخ داده! جوری که مدام حس می کنم ببر سال جدید، پشت سرم کمین کرده است! مرورشان فایده ای ندارد جز سردرد. هنوز کار پیدا نکرده ایم. هنوز بیمه بیکاری مان راه نیوفتاده و خرج و مخارج زندگی را داریم از ته مانده های پس اندا
دنبال زیربغل ِمار گشتن
-
تاریخ: 1401/1/31 ساعت: 19:32
1- پیرمرد بنده خدا را توی روز روشن، جلوی چشم مردم و دوربین های موبایلی که در حال ضبط کردن فیلم حرف های معترضانه اش هستند، توی هوا قاپ می زنند و می برند! دوربین مثل بیننده اش هول می کند و فیلم قطع می شود!! آدم یاد بچه دزدی هایی می افتد که توی کوچه های خلوت از چشم دوربین های مداربسته ی مغازه
هر سال کادر دوربین هایتان را بسته تر کنید شاید جمعیت بیشتر به نظر بیاید
-
تاریخ: 1400/12/9 ساعت: 11:38
برداره داری نوین یعنی در ازای حقوق پایه وزارت کاری، بدون در نظر گرفتن کلیه سوابق کاری و مهارت های شخصی، بگویند از هشت صبح تا هفت شب باید کار کنی. و این یعنی شش صبح بیرون بزنی و نه شب برسی خانه ات! تعطیلات رسمی هم سرکار هستی، حتی نوروز. هر زمان کارفرما خواست می بایست اضافه کار بمانی. سرویس رفت و
ناهار نخوردیم...
-
تاریخ: 1400/12/9 ساعت: 11:38
گوشه و کنار خانه جدید، چیزهای زیادی هست که هنوز برایم غریبه اند! مثل ردیف گلدان های ریز و درشتی که مادر، بعد از اسباب کشی برایم آورد و من عجولانه توی بالکن چیدم شان! و بعد بخاطر سردی هوا، همگی رفتند پشت پرده ضخیمی که منظره شان را سد کرده است! امروز تازه یادم افتاد که طفلکی ها آنجا هستند و حسابی
در اتاقی که غرق نور است
-
تاریخ: 1400/11/22 ساعت: 20:28
یکی از آن وقفه های طولانی بود که شک دارم در طول دوران وبلاگ نویسی ام، رخ داده باشد! اما روزگار در این مدت مثل برق و باد گذشت! اتفاق ها پشت سر هم، هر دوی ما را نواخت! و یادمان انداخت نمی شود مدتی طولانی در کنج امنی خزید و به خیال یافتن آرامش، دست به کاری نزد! فشارها هر اندازه هم گاهی تحمل ناپذیر به ن...
هر دم آید غمی از نو به مبارک بادم!
-
تاریخ: 1400/11/22 ساعت: 20:28
نمی دانم آن بالایی، آن بزرگ مهربان چه تقدیری برایمان رقم زده است؟ بعد از جابجایی اجباری خانه، حالا نوبت تعدیل نیرو شدن جان است... چهارشنبه غروب وقتی برای اولین بار چهره اش را غرق در اندوه دیدم، خودم را برای شنیدن خبری بد آماده کردم... شرکت تعداد زیادی از نیروهایش را به دلیل خوابیدن خط تولید، تعدیل ک...
بیکاری اما در عوضش ساحل دریا برایت باز است
-
تاریخ: 1400/11/22 ساعت: 20:28
حالا وقتش رسیده که دو نفره بنشینیم و تمام داشته و توانایی هایمان را روی هم بریزیم و برای وضعیت جدید برنامه ریزی کنیم. در کنارش چیزی که اهمیت بیشتری دارد حفظ روحیه و امیدواری مان است. بیشتر از آن بابت که در نقل مکان جدید، فشار مالی بیشتری متحمل شده ایم و هیچ فکرش را نمی کردیم که این اتفاق بیافتد وگرن...
Dark Figure Of Crime 2018
-
تاریخ: 1399/11/18 ساعت: 20:00
+ سه شنبه ۱۳۹۹/۰۹/۱۸ | 12:12 | بندباز "شکل تاریک جنایت"، یک فیلم جنایی و درام محصول کره جنوبی به کارگردانی کیم تای کیون است. فیلم روایت رویارویی یک کارآگاهxa0با قاتلی ست که مرتکب چندین قتل شده و در زندا
Memories of Murder 2003
-
تاریخ: 1399/11/18 ساعت: 20:00
+ چهارشنبه ۱۳۹۹/۰۹/۱۹ | 7:55 | بندباز "خاطرات قتل " روایت تلاش های بی وقفه و ناکامی کارآگاهان جنایی برای یافتن یک قاتل سریالی ست. این فیلم در ژانر جنایی و درام، محصول کره جنوبی و به کارگردانی و نویسند
غیررسمی
-
تاریخ: 1399/11/18 ساعت: 20:00
+ دوشنبه ۱۳۹۹/۱۰/۰۸ | 8:49 | بندباز یادxa0ِآن سال هایی افتادم که توی کارخانه کار می کردم. مسئول مالی بودم و قسمتی از کارم هم پرداخت حقوق و دستمزد بود. آن سال های آخر که بخاطر تحریم ها مجبور بودیم مواد ا
تله ی روزمرگی
-
تاریخ: 1399/11/18 ساعت: 20:00
+ سه شنبه ۱۳۹۹/۱۱/۱۴ | 13:41 | بندباز دستم به نوشتن نمی رود. به نقاشی کشیدن هم! شبیه حشره ای کوچک شده ام که گرفتار تله ی چسبناک روزمرگی ست!! می دانم خیلی زودتر از اینها باید مراقب خودم می بودم.
دیو چو بیرون رود...
-
تاریخ: 1399/11/18 ساعت: 20:00
+ جمعه ۱۳۹۹/۱۱/۱۷ | 12:2 | بندباز هنوز هم بعد از 42 سال، آن طرف یک عده ای دارند سرxa0ِاینکه رضاشاه چه کارهایی کرده و نکرده بحث می کنند. هنوز هم داریم سر هم داد و قال می کنیم که محمدرضا پهلوی ترسو، بی کف
موش ها و آدم ها
-
تاریخ: 1399/9/6 ساعت: 19:51
+ جمعه ۱۳۹۹/۰۸/۲۳ | 16:56 | بندباز می خواستم درباره ی داست
داوود پاشای لعنتی!
-
تاریخ: 1399/9/6 ساعت: 19:51
+ شنبه ۱۳۹۹/۰۸/۲۴ | 12:43 | بندباز عطر تند و سمجی دارد! نع
افرا، یا روز میگذرد
-
تاریخ: 1399/9/6 ساعت: 19:51
+ چهارشنبه ۱۳۹۹/۰۸/۲۸ | 12:37 | بندباز نمایشنامهها و فیلم
سلام زبل خان!
-
تاریخ: 1399/2/5 ساعت: 10:50
xa0به دعوت آبلوموف عزیز در یک نامه بازی وبلاگی شرکت می کنم که بانی اصلی اش، وبلاگ آقا گل است. (متاسفانه بلاگفا اجازه ی درج لینک وبلاگشان را نمی دهد، چون ساکن بیان هستند.) همینجا از هر دوی این بلاگرها با
وزن ِبودن
-
تاریخ: 1399/2/5 ساعت: 10:50
xa0یکی از تجربه های جالب دوران قرنطینه، کتابخوانی دونفره در خانه ی ما بود. یک کتاب را برمی داشتیم و هر کدام بخشی از آن را برای دیگری می خواند. و البته بیشتر وقت ها جان می خواند، چون صدایش قشنگ تر است.xa0ی
پدرم و پسرم (My Father and My Son (2005
-
تاریخ: 1399/2/5 ساعت: 10:50
xa0"صادق"xa0جوانی ست که در دهه ی 70، با سری پرشور از عقاید انقلابی، مزرعه و روستای پدری را برخلاف میل خانواده ترک می کند تا به شهر رفته و در فعالیت هایxa0سیاسی و حزبی شرکت کند. او پدرش را یک دیکتاتورxa0ِبرده
سریال پایتخت 6
-
تاریخ: 1399/2/5 ساعت: 10:50
xa0سریال پایتخت تنها حلقه ی اتصال خانواده ی ما با تلویزیون میلی بود. به قول معروف تنها دلخوشی این روزها از رسانه ی داخلی! که متاسفانه آن هم از بین رفت. سریالی که مثل پنبه ی زده شده، چیزی جز نمایش خرده د
افسر و جاسوس (2019) An Officer and a Spy
-
تاریخ: 1399/2/5 ساعت: 10:50
"حقیقت و عدالت"! دو مفهومی که بشر، از ازل به دنبال تحقق آن بوده و اسطوره ها و داستان های بیشماری درباره ی آن در هر قوم و فرهنگ و نژادی ساخته شده است. اما چرا چنین مفهومی تا این اندازه برای بشر اهمیت د