داستان زندگی
-
تاریخ: 1395/6/29 ساعت: 3:21
کنارم نشسته بود و با ملغمه ای از احساسات جور و واجور برایم حرف می زد. نمی توانستم بفهمم خوشحال است یا غمگین؟ ترسیده یا تعجب کرده یا افسوس می خورد؟ می گفت از یک استاد روانشناسی شنیده است که بعد از برخورد با آدم های خیلی زیادی بعنوان کیس های روانشناسی اش، به این نتیجه رسیده که یک سری عوامل بین انسان ه...
مال ِمن یعنی...
-
تاریخ: 1395/6/29 ساعت: 3:21
اینکه زندگی ات لنِگ در هوا باشد، اینکه زندگی ات لَنگ یک نفر دیگر باشد، اینکه زندگی ات را همین طوری نگه داری " تا ببینم چه کار می شه کرد؟ "، اینکه زندگی ات " باشه حالا یه کاریش می کنیم! "، این که زندگی ات " داری می بینی که، هر کاری می کنم نمی شه! " و اینکه زندگی ات!! زندگی ات؟! زندگی ِتو؟! به من نگاه...
ما، انسان ها، خیلی شبیه همیم!
-
تاریخ: 1395/6/29 ساعت: 3:20
توی زندگیم بارها پیش اومده که از رفتار یا حرف های کسی به شدت غمگین یا خشمگین بشم. طوری که ساعت ها، روزها، ماه ها و حتی سال ها! با فکر کردن به چرایی رفتار یا حرف های اون آدم، خودم رو آزار بدم. در مواقعی حتی این وضعیت بد روحی، من رو از زندگی کردن به شکل طبیعی باز داشته. مانع شده فرصت های دیگه رو ببینم...